كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

45

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

داشت ، كه همهء سوراخها در يك طرف بودند . همسفر من كه در بصره ( در بصره ، عربى زبان بومى است و تركى زبان دربارى ) تركى ياد گرفته بود ، نمىتوانست زبان اين تركمن و ديگر چوپانهاى تركمن را بفهمد . البته تعجبى هم ندارد ، چون در تمام زبانهايى ، كه در منطقهء بزرگى گسترده‌اند ، لهجه‌هاى مختلفى وجود دارد . چون امشب خدمتكارم را براى خريدن عليق براى اسبم فرستاده بودم ، ناگزير بودم ، كه خودم آشپزى بكنم . در حين آشپزى با يكى از عقايد خرافاتى ارمنىها آشنا شدم ، كه قبلا آن را نمىشناختم . وقتى مىخواستم سر مرغ را ببرم ، سر مرغ تقريبا به طرف مغرب بود . فورا چند نفر ارمنى آمدند و به من گوشزد كردند ، كه يك مسيحى همان‌طوركه موقع عبادت صورتش را به طرف مشرق برمىگرداند ، موقع كشتن مرغ هم بايستى صورتش به طرف مشرق باشد . ديگران عقيده داشتند ، كه موقع كشتن مرغ صورتم به طرف ملكه بوده است ، تا خدمتكارم هم ، كه مسلمان بود ، بتواند از اين مرغ بخورد . چون ديدم كه از طرز مرغ كشتن من پى به مذهبم مىبرند ، پس از اين ديگر كارى به اين كارها نداشتم . روز هيجدهم فوريه 1765 ، پنج ساعت تمام ، در زمينى هموار پيش رفتيم ، تا به خورموج رسيديم . در اين راه از كنار خليجى گذشتيم ، كه بوشهر در كنارش قرار دارد . اين خليج شبيه رودخانه‌اى است ، كه به طرف جنوب مىپيچد و بالاخره وارد خليج فارس مىشود . به اين ترتيب قسمت بزرگى از گرمسير به صورت يك جزيره است . اما اين خليج كوچك هم روزى خشك خواهد شد ، مخصوصا كه در جاهاى زيادى باريك و كم‌عمق است . زمينى كنار اين رودخانه يا خليج ، تا جايى كه گاهى در زير آب قرار مىگيرد ، بىحاصل است . ولى كمى آن طرف‌تر زمين بسيار خوبى وجود دارد . اما اين زمين خوب هم به علت كمى جمعيت كاشته نشده است .